تبلیغات
کانون فرهنگی هنری علی ابن ابیطالب (علیه السلام) مسجد امیرالمومنین(ع) زرین شهر - خاطره از یک دانشجوی دانشگاه خارج از کشور
 

 
خاطره از یک دانشجوی دانشگاه خارج از کشور

در مقطع فوق لیسانس استادی داشتم كه بسیار با سواد و البته بد اخلاق بود.

یكی از دانشجویان که بسیار كم سواد و دیر فهم و در عین حال جوان و جاه طلب ( به همه میگفت دكتر ! تا خودش را دكتر صدا كنند) بود، با یك نمره می توانست به معدل ١٤ برسد و برود برای پایان نامه.

استاد سالخورده ما به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت.

من علیرغم میل باطنی به سراغ این استاد محترم رفتم و گفتم ایشان پسر خوبیست و فقیر است و اینجا اجاره منزل ندارد( دانشگاه در محله گرانی بود).

با همه احترامی كه ایشان برای من قائل بود حرفی زدكه بعدها عمق آن را فهمیدم.

ایشان فرمود:

تركیب بی سوادی و جاه طلبی و فقر

می تواند فاجعه به پا كند

تو از كجا میدانی كه این ادم در اینده به پست و مقام مهمی نرسد؟

بگذار تو و من عامل این فاجعه نباشیم...



::
:: مرتبط با: پندآموز , ترفند و مهارت های زندگی , داستان ,
:: برچسب‌ها: داستان پندآموز , دانشجو , دانشگاه , استاد بداخلاق ,
نویسنده : tak drakht
تاریخ : چهارشنبه 23 اسفند 1396
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.